الملا فتح الله الكاشاني

101

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

ماند چون تنه درخت خرما كه بيسر و شاخ باشد و عياشى باسناد خود از ابو جعفر ( ع ) روايت كرده كه آن باد برميكند مردمان را از جاى خود و به گردن بر زمين ميزد و گردنهاى ايشان درهم ميشكست و به جهت اين سرهاى ايشان از ابدان ساقط ميشد مانند تنهء خرما كه بيسر باشد * ( فَكَيْفَ كانَ عَذابِي ) * پس چگونه بود عذاب كردن من ايشان را * ( وَنُذُرِ ) * و وعيدى كه ايشان را به آن بيم كردم تكرير اين ثانيا بعد از ذكر آن اولا به جهت تهويل است و گويند اول به جهت بيان وعيد است به عذاب دنيا و ثانى براى ذكر انذار بعقاب عقبى * ( وَلَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ ) * و بدرستى كه ما آسان ساختيم قرآن را * ( لِلذِّكْرِ ) * براى پند گرفتن يا حفظ نمودن * ( فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ ) * پس آيا هيچ پندگيرندهء هست كه از اين متعظ شود * ( كَذَّبَتْ ثَمُودُ ) * تكذيب كردند قوم ثمود صالح را ( ع ) * ( بِالنُّذُرِ ) * به بيم كردن و پند دادن يا بانذارات و مواعظ وى يا بجهة تكذيب جميع رسل كه از جملهء ايشان صالح است * ( فَقالُوا أَ بَشَراً مِنَّا ) * پس گفتند آيا آدمى را كه از جنس ما است * ( واحِداً ) * منفرد و يگانه كه هيچ تبعى و خشمى ندارد * ( نَتَّبِعُه ) * پيروى كنيم او را استفهام بر سبيل انكار است يعنى تابع شخصى نميشويم كه مماثل ما است و هيچ فضلى و مزيتى ندارد بر ما و بيكس و بىيار و بىخويش و تبار است * ( إِنَّا إِذاً ) * بدرستى كه ما اينهنگام كه متابعت او كنيم باشيم * ( لَفِي ضَلالٍ ) * در گمراهى * ( وَسُعُرٍ ) * در آتشهاى سوزان اينكلام صالح ( ع ) بود كه در اول مرتبه با قوم خود ميگفت كه اگر تابع قول من نشويد از طريق حق گمراه باشيد و در آخرت به آتش ميزان گرفتار گرديد ايشان آن را معكوس ساخته به او گفتند كه اگر ما تابع تو شويم در ضلالت افتيم و از اهتدا دور مانيم و در آخرت به آتش سوزان گرفتار گرديم و گويند كه ضلال بمعنى انحراف است از طريق اباء و اجداد سعر و بمعنى جنون ماخوذ از ناقة مسعودةاى مجنونة يعنى اگر پيروى تو كنيم از طريق پدران خود منحرف شده باشيم و در آن خطا كرده از عقل و ادراك بيرون رفته و بعضى صدر اين آيه را به اين وجه تفسير كرده‌اند كه آيا ما كه جماعت بسياريم تابع يك مرد شويم اما تفسير اول الصق است بقول ايشان كه * ( أَ أُلْقِيَ ) * آيا القا كرده شده است * ( الذِّكْرُ عَلَيْه ) * وحى بر او * ( مِنْ بَيْنِنا ) * از ميان ما و حال آنكه در ميان ما اولى و احق از او يافت مىشود و در اخبار نبوت اين انكار است از نزول وحى بر او و اختصاص او به آن در ميان ايشان * ( بَلْ هُوَ ) * نه چنين است كه وحى مختص به او باشد بلكه او * ( كَذَّابٌ ) * دروغگو است * ( أَشِرٌ ) * خودپسند و متكبر و مى